ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 179
تاريخ رشيدى ( فارسي )
قديما كوئى - تز ، كوس و غيره و جديدا كوچر « 1 » نام دارد هم مرز بوده است . ظاهرا تمام اين ولايات تا قرن دوازدهم كه اويغورها پس از يك دوره طولانى قدرت سياسى خود را از دست داده و تابع قرهختايى شدند ، سرزمين بومى و مركز آنان محسوب مىشده . بنابراين بعيد نيست ناحيهاى كه در دوران استقلالش ، براى ملل همسايه غرب به عنوان اويغورستان معروف بوده ، بتواند براى مدتى طولانى پس از قبول تابعيت حكام خارجى نيز ، از همان نام سود جويد . در فاصله ميان امپراتورى چنگيزخان و پسرانش مىبينيم كه اويغورستان به دست دودمان چغتاى خان مىافتد و همچنين از قول ميرزا حيدر درمىيابيم كه چغتاى ، ولايت موسوم به « منگلاى سويه » را تا شرق چاليش به دوغلاتها واگذار كرده بود ، اما راجع به در اختيار گذاشتن نواحى شرقى چاليش كلمهاى گفته نشده است . ابو الغازى با اشاره به تاريخ متأخر - حدود 1320 - از اويغورستان به عنوان يكى از ممالكى نام مىبرد كه چون ساكنانش در آن هنگام خانى نداشتند ، ايسان بوغاى اول را از ماوراء النهر به ناحيه تحت تصرف خود خواندند . اما با وجود اين ، تا آنجا كه من مىدانم ، هيچ نشانى از موقعيت ناحيهاى كه بعدها تا ايام چنگيز ، غالبا به نام مذكور ناميده مىشده در دست نيست تا اينكه از اظهارات اتفاقى ميرزا حيدر درمىيابيم كه اين ناحيه مرز شرقى « منگلاى سويه » را تشكيل مىداده و نتيجتا خانات « چاليش و تورفان » شناخته مىشده . از سوى ديگر هر چند كه ارسكين از اين خانات نام برده اما آن را مربوط به اويغورستان مؤلفان آسيايى ندانسته ، بلكه همواره از آن به عنوان « نواحى شرقى » - از قرار معلوم ، نواحى شرقى خانات مغول به طور كلى - ياد كرده است . بدبختانه ميرزا حيدر خوانندگانش را تا حدودى از اطلاعات مربوط به خانات اويغورستان محروم كرده است . اويغورستان در دورانى كه آقسو در ميان مرزهاى آن قرار نداشته ، نمىتوانسته ناحيه بزرگى بوده باشد . اين سرزمين در شرق ، تا اواخر
--> ( 1 ) . اين شكل مصطلح چينى است ، اما به احتمال زياد كوئيتز يا كوچر ايالت سوم را تشكيل نمىداده ؛ شايد ضميمه كائوچانگ بوده است . به عقيده آقاى واتر ، كوئيتزياكو - تز در دورهاى قديمىتر يكى از پنج بخش يا پنج شهر بش باليق بوده است . ( ر . ك : صفحه يكصد و سى و دو ) .